زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 15 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

خاطره

سلام دختر قشنگم   بالاخره خوابیدی و من تونستم بیام وبرات بنویسم و چقدر دلم تنگ شده بود برای نوشتن الان ساعت 15 و رب 28 تیرماهه و چقدر دلم هوای دو سال پیش رو کرده   دوسال پیش مثل دیشب ، شب قدر تا صبح دعا و مناجات و قرآن سرگذاشتن و لذت بردن از آخرین ساعات باهم بودن و یکی بودنمون ... یادش بخیر صبح اگه یه ساعتی چرت زدم والا خوابم نمیبرد زودتر از بابایی و مادرجون پاشدم و کارامو کردم وسائل ساکتو یه بار دیگه مرور کردم تنها چیزایی که برام مهم بود که حتما باخودم ببرمشون لباسای نوزادی بود که از کربلا خریده بودم و به ضریح امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل(ع) تبرکش کرده بودم و البته آب زمزم و خاک تربت نمیدونم چرا یه انرژی مضاعفی ...
28 تير 1395

نت خریدیم

سلام دختر قشنگم بالاخره بعد حدود 4 روز که به نت وصل شدیم امروز وقت کردم بیام و برات پست بزارم همین امروز هم این چهارمین دفعه است که اومدم هر دفعه اومدم یا شما نزاشتی یا کاری پیش اومد و نشد خلاصه دلم برای وبلاگت و دوستام یه ذره شده بود... حدودا دوماه و بیست روز میشه که وبلاگت رو بروز نکردم خداروشکر ایندفعه که اومدیم کرمان همه چی خوب پیش رفت...خط تلفن خریدیم نت خریدیم با همسایه ها آشنا شدیم و کلی دوست پیدا کردی ... یه عالمه بهمون خوش میگذره دایی جون هفته پیش رفت بیرجند و ماهم انشاالله بعد رمضون میریم ... شما هم کلی فضولتر و بازیگوشتر و خانم تر شدی و کلی حرفای جدید یادگرفتی همه اینا باشه سر یه فرصت دیگه میام و برات مینویسم....
2 تير 1395
1